آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

373

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

پادشاه عرب حيره ، كه خراجگزار شاهنشاه بود ، اقامت گزيد . بموجب روايت طبرى او را از خردى به آنجا فرستاده بودند ، تا در هواى خوش حيره نشو و نما كند « 1 » و وهرام از حيث حركات و سكنات شباهت تام بعرب « 2 » پيدا كرده بود ، ليكن اقامت ممتد اين شاهزاده در كشور مجاور گويا تبعيد بوده است ، كه در نتيجه اختلاف نظر بين يزدگرد و آن فرزند پيش آمده بود « 3 » . قدر متقن اين است ، كه وهرام در مملكت حيره در قصر خورنق ، كه بناى آن را به نعمان لخمى نسبت داده‌اند و بلاشك مربوط بعهدى قديمتر از آن بوده « 4 » ، ميزيسته و در تحت سرپرستى منذر پسر و جانشين نعمان تربيت مىيافته . اين منذر از جانب يزدگرد مفتخر بلقب رام‌اوزوذ يزدگرد ( رام‌افزود يزدگرد - كسى كه شادى يزدگرد را افزون كند ) و مهشت ( اعظم ) « 5 » شده بود . اما نرسى پسر سوم يزدگرد ، كه از زوجه يهودى « 6 » او بود ، احتمال مىرود ، كه در زمان فوت پدر صغير بود ، زيرا وهرام هم در آن تاريخ بيش از بيست سال نداشته است « 7 » . بارى اعيان و روحانيون ، چون از وجود اين سلطان ناموافق خلاص شدند ، خواستند از فرصت استفاده كنند و قدرت خويش را استوار نمايند . پس بعضى از صاحبان مراتب به يكديگر دست اتحاد دادند ، تا همه پسران يزدگرد را از پادشاهى محروم كنند . دينورى از ميان آنها اشخاص ذيل را نام ميبرد « 8 » : و سهم ، سپاهبذ بابل

--> ( 1 ) - طبرى ، ص 855 ، نلدكه ، ص 86 و بعد : ( 2 ) - طبرى ، ص 858 ، نلدكه ، ص 91 . ( 3 ) - ر ك نلدكه ، طبرى ، ص 90 ، يادداشت 2 . ( 4 ) - رتشتين ، ص 16 و ص 144 . ( 5 ) - طبرى ، ص 855 ، نلدكه ، ص 86 و بعد . مقايسه شود با رتشتين ، ص 67 و بعد . ( 6 ) - بالاتر ص 296 را به‌بينيد . ( 7 ) - طبرى ؛ ص 863 ، نلدكه ، ص 98 . ( 8 ) - چاپ گيركاس ، ص 57 ، ر ك ضميمه دوم اين كتاب .